در مطب نسبتا شیک آقای دکتر نشسته بودیم و منتظرِ رسیدن نوبت ویزیتش بودیم...

خانومِ منشی گفته بود که مریض کارش تمام شد بی نوبت میتواند برود و کارش را انجام دهد...

حرف میزد...

گفت خانومِ فلانی که در تیمِ فوتبالِ بانوان نمیدانم چه بوده است نمیدانم چیه نمیدانم کدام تیم است...

گفت چند شب پیش در هیئت فوتبال به دیدنش رفته...

و گفته خانومی فلانی میشود من هم تست بدهم و در تیمِ شما باشم؟

و خانومِ فلانی گفته بود که تست چرا؟ما بچه ی رئیس روسا رو روی سرمون میذاریم...

من هم خندیدم...از آن خنده هایی که تا فیها خالدونِ طرف مقابلم را میسوزاند...

خندیدم و گفتم آخییییی....این شناسنامتو بده مام بریم یه چن جا کارمون گیره را بندازن...

هر چی نباشه شما بچه ی رئیس روسایید...

+میگویم که....ما که بچه ی رئیس روسا نیستیم را زیرِ پا میگذارند دیگر....درست است؟

یا که بچه ی رئیس روسا و غیرِ بچه ی رئیس روسا روی سرشان هستیم؟