بعد از این همه ماه نتونستم با استاد شیمی کنار بیام -_-

شیش ماه اول که دندونا و رنگ چشاش منو یاده ومپایر مینداخ...:|

نیگاش میکردم یاده اون سکانس اول ومپایر میوفتم که رفتن خون اون راننده رو تو جاده میکیدن :|||

اصن این جکه به خدا...

امروز میگفت من شده دو روز تو اتاق داشدم درس میخونم و نمیدونستم که ساعت چنده و اصن

شبه یا روز :||||||||||||

ما خیلی ساده ایم یا ایشون فک میکنن من سادم یا اینکه واقعن داره راس میگه؟ :|||||||