190#
بعد از این همه ماه نتونستم با استاد شیمی کنار بیام -_-
شیش ماه اول که دندونا و رنگ چشاش منو یاده ومپایر مینداخ...:|
نیگاش میکردم یاده اون سکانس اول ومپایر میوفتم که رفتن خون اون راننده رو تو جاده میکیدن :|||
اصن این جکه به خدا...
امروز میگفت من شده دو روز تو اتاق داشدم درس میخونم و نمیدونستم که ساعت چنده و اصن
شبه یا روز :||||||||||||
ما خیلی ساده ایم یا ایشون فک میکنن من سادم یا اینکه واقعن داره راس میگه؟ :|||||||
+ نوشته شده در دوشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت 21:35 توسط من...
|